تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران؛ چند روزی است که از پخش فیلم موهن آمریکایی ضد اسلامی می‌گذرد و به موجب آن اعتراضات گسترده مردمی در کشورهای اسلامی بویژه مصر و لیبی رخ داده است. اعتراضاتی که منجر به کشته شدن سفیر آمریکا و سه شهروند آمریکایی دیگر در لیبی شد.

اما مدارک و شواهد نشان می‌دهد که این فیلم حامیان زیادی در مصر و بویژه قبطیان مسیحی مصری داشته است که رابطه نزدیکی با عوامل ساخت فیلم موهن داشته‌اند. 

طبق این شواهد که در زیر به طور مفصل به آن‌ها اشاره شده است، مسیحیان افراطی آمریکا و قبطی‌های افراطی مصر در ساخت این فیلم و انتشار آن در برخی شبکه‌های اینترنتی همکاری داشته‌اند. نکته جالب توجه این‌جاست که شبکه‌ای مصری با ترجمه عربی این فیلم در 8 سپتامبر اقدام به نمایش این فیلم کرده است.

فیلم موهن ضداسلامی آمریکایی برای اولین بار در سینمایی در هالیوود به نمایش گذاشته شد که طبق گفته شاهدین، علی رغم تبلیغات زیاد مسیحیان افراطی، تعداد انگشت شماری در سالن سینما حاضر یافته و به گفته برخی از آن‌ها سینما تقریبا خالی بوده است. 

بازیگران فیلم موهن که حدود 80 نفر بوده‌اند در بیانیه‌ای ادعا کرده‌اند که فیلم‌نامه تغییر کرده و صداهای آن‌ها نیز جایگزین شده بوده است. 

به گفته یکی از بازیگران این فیلم: در ابتدا فیلم‌نامه چیز دیگری بوده است و حتی نام آن هم چیزی دیگر بوده و نامی از پیامبر اسلام و مقدسات اسلامی در آن نبوده است. 

در این بیانیه تمامی بازیگران فیلم، عذر  خواهی کرده و از اتفاقات افتاده کمال تاسف را داشته‌اند. 

در زیر به مشخصات کامل افراد پشت پرده فیلم موهن ضد آمریکایی و سوابق آن‌ها اشاره شده است: 


سام باسیل

در روز سه شنبه شخصی با نام سام باسیل با خبرگزاری آسوشیتد پرس و وال‌استریت ژورنال مصاحبه کرد و خود را سازنده فیلم موهن اعلام کرد. بنا به گفته وی، او ساکن کالیفرنیا و ساختمان‌ساز است، وی ادعا کرده است که نویسنده و کارگردان این فیلم است.

براساس گفته‌های باسیل، وی فردی آمریکایی- اسراییلی است که فیلم موهن را سال گذشته ساخته است. اما وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، هرگونه رابطه شهروندی سام باسیل با سرزمین‌های اشغالی را تکذیب کرده است. بنا به گزارشات، هزینه مالی این فیلم توسط 100 یهودی تامین شده است که حدود 5 میلیون دلار می‌باشد.

بر اساس تحقیقات انجام شده هیچ مدرک خاصی از سام باسیل یافت نشده است، حتی به گفته برخی منابع این نام ساختگی بوده و سام باسیلی وجود ندارد. استیو کلین یکی از مشاوران فیلم نیز مدعی شده است که سام باسیل نه یهودی است و نه اسراییلی. این شخص کاملا گم‌نام است.

گفته می شود باسیل یک مسیحی قبطی بوده و  در تماس تلفنی با یکی از اعضای فیلم، او گفته است که به اسکندریه مصر رفته تا برای فیلم پول جمع‌آوری کند.

اما سام باسیل واقعی کیست؟

نیکولا باسلی ناکولا(Nakoula Basseley Nakoula)

بنا به گفته مقامات آمریکایی، ناکولا نویسنده و کارگردان فیلم موهن است. در مصاحبه‌ای که آْسوشیتدپرس با این فرد داشته است، وی خود را ناکولا ناکولا معرفی کرده است. وقتی که خبرنگار آسوشیتدپرس از او می‌خواهد تا گواهینامه خود را برای تایید هویت نشان دهد ناکولا انگشت خود را روی نام میانی خود " باسلی" می‌گذارد تا شناخته نشود. Basseley  از لحاظ آوایی با نام "باسیل" شباهت زیادی دارد. در طول مصاحبه ناکولا داشتن هرگونه رابطه با باسیل را انکار کرده است.

به گفته ناکولا او تنها در بخشی از فیلم هم‌کاری داشته است. آسوشیتدپرس درپی تحقیقات محلی متوجه می‌شود که شماره تلفن که مردی که خود را باسیل معرفی کرده دقیقا در همان آدرسی است که خبرنگار آسوشیتدپرس با ناکولا مصاحبه کرد.

گفتنی است که ناکولا سابقه کیفری دارد. به گفته مقامات قضایی فدرال، او در یک کلاهبرداری از حساب‌های بانکی شرکت داشته است که شماره‌های تامین اجتماعی را به سرقت می‌برده‌اند. سپس وی پول را از حساب‌های سرقتی برداشت کرده و به حساب‌های دیگر خود واریز می‌کرده است.

بنابه گقته پلیس وی نام‌های جعلی بسیاری دارد از قبیل مارک باسلی یوسف، یوسف ام. باسلی، نیکولا باسلی(Mark Basseley Youssef, Yousseff M. Basseley, Nicola Bacily).

اگر نگاهی دقیق به نام‌ها بی‌اندازیم متوجه شباهت آن با نام BACILE می‌شویم.

ناکولا در سال 2010  به کلاهبرداری محکوم و به پرداخت 790هزار دلار جریمه و 21 ماه زندان و محروم از استفاده از اینترنت به مدت 5 سال شد. گفتنی است که وی داستان فیلم موهن را در زندان نوشته است.

 روز پنج‌شنبه مقامات پلیس آمریکا تایید کردند که ناکولا همان سام باسیل بوده و نویسنده و کارگردان فیلم موهن ضداسلامی است.

استیو کلین(Steve Klein)

کلین که گفته می‌شود مشاور فیلم‌نامه بوده است، می‌گوید او نام واقعی سام باسیل را نمی‌داند،‌اما ادعا کرده است که باسیل از وی برای همکاری در فیلم درخواست کمک کرده است. دلیل انتخاب وی این بوده است که استیو کلین با گروه‌های افراطی مسیحی در جنوب کالیفرنیا رابطه داشته است. او که یک نظامی در زمان جنگ ویتنام بوده است موسسه Courageous Christians United‌را تاسیس کرد، موسسه‌ای افراطی و ضد اسلامی. او هم‌اکنون رییس موسسه Concerned Citizens for the First Amendment است که این گروه نیز در کالیفرنیا فعال بوده و افراطی و ضد اسلامی است. این گروه به تازگی با کمیته‌ای مسیحی افراطی همکاری داشته است که در مدارس کالیفرنیا حضور داشته و به پیامبر اسلام توهین می‌كرده‌اند.

گفته مِی‌شود  وی به دنبال ترویج رعب و وحشت میان جوانان آمریکایی از اسلام بوده و به مدارس کالیفرنیا می‌رود و علیه اسلام صحبت می‌کند. این قبطی افراطی، مسیحیان خاورمیانه و شمال آفریقا را تشویق به اقدامات نظامی علیه مسلمانان می‌کند.

بنا به گزارشات، او به مناطق مختلف سفر می‌کند و مردم را به اقدامات نظامی علیه مسلمانان وا می‌دارد.کلین در یکی از سخنرانی‌های ضد اسلامی خود در مارس 2011  گفت: " ‌چرا ماباید مثل زن‌ها رفتار کنیم؟ چرا باید بترسیم؟ ما از خدا حکم داریم تا از شما حفاظت کنیم؟ چرا اجازه نمی دهیم ما کار خود را بکنیم( قتل مسلمان‌ها)؟

در مصاحبه‌ای با پایگاه تحلیلی آتلانتیک، کلین به خود افتخار کرده که به دنبال شکار مسلمانان است:

" بعد از یازده سپتامبر من به دنبال تروریست‌ها گشتم و آن ها را نیز پیدا کردم، خیلی آسان بود. سام باسیل درباره من تحقیق کرد و به سراغ من آمد. مسیحیان خاور‌میانه و جوامع یهودی به من اعتماد دارند.

او در صفحه فیس بوک خود در سال 2011 نوشت: ما با اسلام در حال جنگ هستیم، این جنگ تا پای مرگ ادامه دارد و ما باید آماده باشیم".

او در یکی از پست‌های فیس بوک خود در اقدامی توهین آمیز اسلام را به "سرطان تشبیه کرده و ادعا کرده است که جنگی مقدس در راه بوده که نشانه‌های آن را می‌توان در همه جا پیدا کرد". او از سال 1997 آغاز جنگ مقدس خود را علیه اسلام شروع کرده است و دائما در بیرون مدارس اسلامی و مساجد پلاکاردهایی در دست داشته و به مسلمانان توهین می‌کند.

به نظر می‌رسد کلین به دنبال ایجاد خشونت و جنگ میان مسلمانان مسیحیان است. او زمانی که تری جونز اقدام به اتش زدن قرآن کرد از وی حمایت کرد. این فرد افراطی در مدارس کالیفرنیا به دنبال تهییج دانش‌آموزان و ترس در میان آن‌ها از اسلام است.

به گفته وی: اگر کودکان می‌خواهند بجنگند، ان‌ها خطر اسلام را درک کرده‌اند. من می‌توانم خون‌ریزی‌ها را ببینم، زمان بزرگی در راه است.

به گفته کلین، فیلم موهن در در سال 2012 فیلم‌برداری شده که مورد حمایت مسیحیان خاور میانه نیز بوده است.

استیو در مصاحبه‌ای با روزنامه دیلی میل انگلیس گفت: کسانی‌که سفر آمریکا را کشتند گناهکارند نه من، کسانی که دست به تظاهرات زده و سفارت آمریکا را تسخیر می کند باید احساس شرم کنند نه من.

تری جونز

یکی دیگر از افراد پشت پرده  فیلم موهن ضداسلامی، تری جونز كشیش افراطی و قرآن سوز معروف است. او به خاطر اقدامات ضد اسلامی خود در آمریکا معروف بوده و یکی از حامیان اصلی این فیلم است. به گفته وی او فیلم را در یاد بود 11 سپتامبر در یکی از سخنرانی‌های خود  به نمایش گذاشت.

در خطابه‌ای که جونز برای روزنامه تایم فرستاد نوشت: ما به تهیه کننده فیلم کمک کرده ایم تا آن را توزیع کند.

او در سال 2010 قصد سوزاندن قرآن را داشت که با درخواست‌های مقامات آمریکایی آن را لغو کرد. اما بعدا در سال 2011 دست به این اقدام  شنیع زد.

جنوز در متنی از این فیلم موهن تقدیر کرده است:‌

این اعتراضاتی که  شده است به خاطر خود فیلم نیست بلکه، به خاطر کاری است که ما انجام داده‌ایم و به کار خود ادامه خواهیم داد.

موریس صادق(Moris Sadek)

فعال مصری مسیحی قبطی که فیلم موهن را در وب‌لاگ شخصی خود به نمایش گذاشت. این افراطی مصری که در واشنگتن زندگی می‌کند به آسوشیتدپرس گفت: این فیلم را به نمایش گذاشته است تا مشکل قبطی‌ها و رنج آن‌ها از مسلمانان را  نشان دهد. صادق که یکی از دوستان نزدیک تری جونز است ، قرار بود تا از طریق رابطه‌های خود این فیلم را در تلویزیون‌های مصر به نمایش بگذارد. او فردی ضداسلامی بوده و عضو اصلی جامعه قبطیان آمریکا است. او در مصاحبه‌ای با رویترز هدف خود از نمایش فیلم را نشان دادن خطر اسلام برای مسیحیت اعلام کرده است. بعد از اینکه او فیلم را در وب‌لاگ خود به نمایش گذاشت آسوشیتدپری گزارش داد که قرار است مصری ها تظاهرات گسترده‌ای را برپا کنند. 

         وب‌لاگ شخصی صادق

شیخ خالد عبدالله

مجری تلویزیونی مصر که در شبکه النص مصر کار می‌کند. عبدالله یک مصری افراطی است که همیشه افکاری ضد اسلامی داشته است. او در تاریخ 8 سپتامبر اقدام به پخش فیلم موهن ازتلویزیون خود می‌کند که باعث موج اصلی تظاهرات‌ها می‌شود. شیخ خالد از هر فرصتی استفاده می‌کند تا به اسلام و مسلمانان حمله کند.

او از انقلاب مصر نیز بسیار اعتراض کرده بود و کسانی که در زمان انقلاب در میدان تحریر قاهره جمع می‌شدند را "بچه‌های بی‌ارزش" خطاب کرده بود .

شیخ عبدالله در سخنانی ایران را خطری به مراتب بزرگتر از یهودیان برای آمریکا خوانده بود.

                                                                             شیخ خالد عبدالله


جان والش

وبلاگ نویس اهل لس‌انجلس که درباره اعتراضات به این فیلم هشدار داده بود. او حتی یک روز قبل از نمایش فیلم در مقابل شورای شهر لس آنجلس صحبت کرده و از فیلم انتقاد کرده بود. او از اتحادیه رفع تهمت لس‌انجلس خواست تا درباره صحت فیلم تحقیق کنند اما آن‌ها ساکت ماندند.

نظر برخی از بازیگران فیلم موهن ضد اسلامی

سیندی لی گارسیا( Cindy Lee Garcia)

این بازیگر خانم اهل بیکرفیلد که نقش کوتاهی در فیلم داشته است در مصاحبه‌ای با Gawker‌ گفت که فیلم‌نامه‌ای که او و دیگر بازیگران برای فیلم خوانده بودند نام آن " جنگ‌حویان بیابان" بود. در آن فیلم‌نامه هیچ نامی از حضرت محمد برده نشده بود و نام حضرت محمد  و دیگر منابع دینی بعد از مرحله تولید به فیلم اضافه شده است. وی از حضور در این فیلم به شدت ابراز تاسف کرده است.

به گفته گارسیا، جنگ جویان بیابان درامی بود در خاور میانه که قرار بود به کارگردانی آلن روبرتز فیلم برداری شود. قرار بود به مدت سه هفته در لس‌آنجلس اجرا شود . گارسیا که با ناکولا ملاقات کرده است به نقل از او می‌گوید: "ناکولا ادعا کرد که یک مصری است نه اسراییلی".

تیم داکس( Tim Dax)‌

او نیز که ادعا می کند گول خورده است، به گفته وی:‌او برای فیلم " طوفان بیابان" مصاحبه کرده بود و کاراکتر او کاملا با چیزی که در یوتوب پخش شد متفاوت است.

داکس می‌افزاید؛ صداهای فیلم ساختگی است و او شک دارد که صدای خودش در فیلم است.

گفتنی است که داکس بازیگر فیلم‌های مستهجن آمریکایی است.

به نظر می‌رسد کارگردان این فیلم 80 بازیگر و عوامل فیلم را گول زده که در بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند که گمراه شده‌اند. در این بیانیه امده است که ما 100 پشت هیچ کدام از قضایای این فیلم نبوده و درمورد هدف و نیت آن گمراه شده‌ایم. ما از بازنویسی‌های فیلم‌نامه و دروغ‌هایی که در آن گفته شد بسیار متعجب هستیم. ما از اتفاقاتی که رخ داده است بسیار ناراحت هستیم‌.

منابع:

http://newsfeed.time.com/2012/09/13/friends-of-sam-bacile-a-whos-who-of-the-innocence-of-muslims-film-project/

http://www.guardian.co.uk/world/2012/sep/12/hollywood-connection-film-rage-libya?newsfeed=true

http://www.theatlanticwire.com/global/2012/09/egyptian-outrage-peddler-who-sent-anti-islam-youtube-clip-viral/56826/

http://thelede.blogs.nytimes.com/2012/09/11/obscure-film-mocking-muslim-prophet-sparks-anti-u-s-protests-in-egypt-and-libya/

http://www.egyptindependent.com/news/year-review-egypt%E2%80%99s-5-most-controversial-figures-2011

http://www.chicagotribune.com/news/sns-rt-us-libya-ambassador-egypt-promoterbre88b18r-20120912,0,5630210.story

http://nacopticas1.blogspot.com/2012/09/blog-post_5.html

http://gawker.com/5942748/it-makes-me-sick-actress-in-muhammed-movie-says-she-was-deceived-had-no-idea-it-was-about-islam

http://www.latimes.com/news/nationworld/world/la-fg-libya-filmmaker-20120913,0,3754075.story?page=1

http://www.theatlantic.com/international/archive/2012/09/muhammad-film-consultant-sam-bacile-is-not-israeli-and-not-a-real-name/262290/

http://www.splcenter.org/blog/2012/09/12/meet-steve-klein-the-hate-group-leader-who-consulted-on-the-innocence-of-muslims/

http://www.dailymail.co.uk/news/article-2202080/Who-Sam-Bacile-Identity-man-anti-Mohammed-film-crumbles-records-found.html?openGraphAuthor=%2Fhome%2Fsearch.html%3Fs%3D%26authornamef%3DJill%2BReilly&videoPlayerURL=http%3A%2F%2Fc.brightcove.com%2Fservices%2Fviewer%2Ffederated_f9%3FisVid%3D1%26isUI%3D1%26publisherID%3D1418450360%26playerID%3D72484359001%26domain%3Dembed%26videoId%3D&hasBCVideo=true&BCVideoID=1836290709001

http://www.splcenter.org/get-informed/intelligence-report/browse-all-issues/2012/spring/onward-christian-soldiers

http://washington.cbslocal.com/2012/09/12/u-s-ambassador-other-americans-killed-in-benghazi-libya-by-protesters/

http://www.timesofisrael.com/coptic-christian-not-jew-behind-anti-muslim-film/

http://edition.cnn.com/2012/09/13/world/anti-islam-filmmaker/index.html


طبقه بندی: مطالب خواندنی، سرگرمی،
[ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
فرارو- پرنس ویلیام و کیت میدلتون از اعضای خانواده سلطنتی بریتانیا در ادامه سفر خود در جنوب شرق آسیا به مالزی وارد شدند.

به گزارش فرارو به نقل از خبرگزاری های خارجی کیت میدلتون و همسرش در جریان این سفر از نقاط دیدنی این کشور بازدید کردند. عروس خاندان سلطنتی بریتانیا در جریان این سفر با حجاب روسری از مسجد کوالالامپور دیدن کرد.

عکس های خبرگزاری های خارجی از بازدید عروس خاندان سلطنتی بریتانیا از مسجد کوالالامپور را در زیر می بینید.









طبقه بندی: سرگرمی، مطالب خواندنی،
[ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 05:21 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
فرارو- آنجلینا جولی، هنرپیشه هالیوودی به عنوان فرستاده ویژه آژانس پناهندگان سازمان ملل از آوارگان سوری در اردوگاه "زعتری" در اردن بازدید كرد.

به گزارش آسوشیتدپرس، آنجلینا جولی صبح روز (سه شنبه) وارد اردوگاه زعتری شد كه میزبان حدود 27 هزار تن از آوارگان سوری‌‌ است كه به خاطر جنگ داخلی در این كشور مجبور به ترك سرزمین خود شده‌اند.

وی طی این بازدید به طور جداگانه با آوارگان زن دیدار كرده و به نقاط مختلف این اردوگاه بزرگ سرزده است.

اما این اولین بار نیست که انجلینا جولی ار مناطق جنگ زده دیدن می کند؛ پیش از این نیز وی به عنوان سفیر حسن نیت سازمان ملل از عراق، افغانستان و چچن بازدید کرده است.





















طبقه بندی: مطالب خواندنی، سرگرمی،
[ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 05:19 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
در حالی مسلمانان سراسر جهان در چند روز گذشته نسبت به ساخت و نمایش فیلم اهانت امیز به پیامبر اسلام توسط "سام باسیل" خشمگین هستند رسانه های های خارجی در هویت سازنده فیلم تشکیک ایجاد می کنند.

به گزارش فرارو، روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا در تازه ترین شماره خود از تقلبی بودن نام سام باسیل فردی که کارگردانی این فیلم موهن را برعهده دارد سخن گفته و نام وی را ساختگی میداند.


تصویر منتسب به سام باسیل

وال استریت ژورنال همچنین با بیان اینکه نام وی در هیچ یک از مدارک سازمان اطلاعات آمریکا وجود ندارد، سازنده این فیلم موهن وضد اسلامی را مجهول الهویه دانسته وخبرها پیرامون اصلیت آن را رد می کند.

از سوی دیگر خبرگزاری اسوشیتدپرس در خبری مدعی شد فردی در گفت‌وگوی تلفنی با این خبرگزاری خود را سام باسیل ۵۶ ساله، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان این فیلم توهین آمیز، معرفی کرده است.

دویچه وله نیز در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحی‌مذهب که به گفته‌ی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، می‌گوید که "باسیل" نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودی‌مذهب است و نه اسرائیلی. به گفته‌ی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شده‌اند، فیلم را تهیه کرده‌اند.

دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام "باسیل" در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بی‌اطلاعی کرده است. 

گفته می شود سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی است که به عنوان یک مشاور املاک و مدیر شرکت‏های ساخمانی در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند.

وی از  سه شنبه (11 سپتامبر 2012 ـ 21 شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.


در همین حال در هیچ یک از خبرگزاری های خارجی تصویری از این کارگردان منتشر نشده است اما برخی رسانه ها عربی تصاویری با کیفیت پائین منتسب به وی منتشر کرده و آن را سام باسیل دانستند. این تصاویر از سوی رسانه های غربی مورد تائید قرار نگرفته است.



طبقه بندی: سرگرمی، مطالب خواندنی،
[ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 05:16 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]



وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟

از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم. او گریه می‌کرد. می‌دانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگی‌اش آمده است. اما واقعاً نمی‌توانستم جواب قانع‌کننده‌ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش می‌سوخت.

با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می‌تواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانه‌ام را بردارد. نگاهی به برگه‌ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبه‌ای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمی‌توانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق که هفته‌ها بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکم‌تر و واضح‌تر شده بود.

روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی می‌نویسد. شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.
صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از من نمی‌خواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاق خواسته بود. او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود: وقت امتحانات پسرمان بود و او نمی‌خواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.

برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگر هم خواسته بود. او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردم به یاد آورم. از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در ورودی ببرم. فکر می‌کردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابل‌تحمل‌تر باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.

درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقه‌ام حرف زدم. بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. و بعد با خنده و استهزا گفت که هر حقه‌ای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد.

از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچ تماس جسمی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر دوی ما احساس خامی و تازه‌کاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوه بابا رو ببین مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در ورودی بردم. حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.

در روز دوم هر دوی ما برخورد راحت‌تری داشتیم. به سینه من تکیه داد. می‌توانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حس کنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکرده‌ام. فهمیدم که دیگر مثل قبل جوان نیست. چروک‌های ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود. یک دقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کرده‌ام.

در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آن زنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود. در روز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع به معشوقه‌ام نگفتم. هر چه روزها جلوتر می‌رفتند، بغل کردن او برایم راحت‌تر می‌شد. این تمرین روزانه قوی‌ترم کرده بود!

یک روز داشت انتخاب می‌کرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباس‌هایم گشاد شده‌اند. یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود که می‌توانستم اینقدر راحت‌تر بلندش کنم.

یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصه‌هاست که اینطور شده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.

همان لحظه پسرم وارد اتاق شد و گفت که بابا وقتش است که مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدن اینکه پدرش مادرش را بغل کرده و بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم به پسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم تا نگاه نکنم چون می‌ترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوش گرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلی طبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روز عروسیمان.

اما وزن سبک‌تر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتی او را در آغوشم گرفتم به سختی می‌توانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود. محکم بغلش کردن و گفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل نکردم. می‌ترسیدم هر تاخیری نظرم را تغییر دهد. از پله‌ها بالا رفتم. معشوقه‌ام که منشی‌ام هم بود در را به رویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمی‌خواهم طلاق بگیرم.

او نگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را روی پیشانی‌ام گذاشت و گفت تب داری؟ دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمی‌خواهم طلاق بگیرم. زندگی زناشویی من احتمالاً به این دلیل خسته‌کننده شده بود که من و زنم به جزئیات زندگیمان توجهی نداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم. حالا می‌فهمم دیگر باید تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرون بیاورم. معشوقه‌ام احساس می‌کرد که تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم به گوشم زد و بعد در را کوبید و زیر گریه زد. از پله‌ها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گل‌فروشی ایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشنده پرسید که دوست دارم روی کارت چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می‌کنم و از اتاق بیروم می‌آورمت.

شب که به خانه رسیدم، با گلها دست‌هایم و لبخندی روی لبهایم پله‌ها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه‌ها بود که با سرطان می‌جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه‌ام بودم که این را نفهمیده بودم. او می‌دانست که خیلی زود خواهد مرد و می‌خواست من را از واکنش‌های منفی پسرمان بخاطر طلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری مهربان بودم.

جزئیات ریز زندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه، ماشین، دارایی‌ها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی برای خوشبختی فراهم می‌آورد اما خودشان خوشبختی نمی‌آورند.

سعی کنید دوست همسرتان باشید و هر کاری از دستتان برمی‌آید برای تقویت صمیمیت بین خود انجام دهید.

نظر یادتون نره





طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]


و من را نصیحت کنی
در راه من قدم بزن
ازخیابان ها،کوه ها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی بریز که من ریختم
دردها و خوشی های مرا تجربه کن
سال هایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم
انطور که من شکستم بشکن
دوباره ودوباره بر پاخیز و مجدادا در همان راه سخت قدم بزن
همان طور که من انجام دادم...
بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی و من را نصیحت کنی.




طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]


سلام مــاه مــن !

دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود ...!

گفتم بیایم سراغ ِ خودت ..
... ...
احواله مهتابیت چطور است ؟!

چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!

چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!

چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی ؟!

چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟!

چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !

راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا دیگر با دیگرانت خوشی ....؟!

می دانم ، تحملم مشکل است .... اما خُب چه کنم؟!

یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود .... هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد وهیچ کس ماه من نمی شود




طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

اسمش فلمینگ بود . کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت
 
 
خانواده بیرون رفت، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد. وسایلشو
 
 
انداخت و به سمت باتلاق دوید.اونجا ، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه
 
 
فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ
 
 
تدریجی و وحشتناک نجات داد.


روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای
 با
 
 
لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد.
 


نجیب زاده گفت: میخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید.
 


کشاورز اسکاتلندی گفت: برای کاری که انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد
 
 
کرد.


در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید: این پسر
 
 
شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پیشنهادی دارم.اجازه بدین پسرتون رو با
 
 
خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی
 
 
میشه که میتونین بهش افتخار کنین” و کشاورز قبول کرد.


بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در
 
 
سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد.


سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد. چه چیزی نجاتش داد؟
 
 
پنی سیلین.


اسم پسر نجیب زاده چه بود؟ وینستون چرچیل
 

 

 




طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

باقیمانده ادکلنت را امروز به پیراهنم زدم

یک روز تمام با من بودی

یاد گناهان گذشته ام زنده شد
 

من توبه نخواهم کرد

باید حسابم را با دنیا صاف کنم
 

 




طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

آرام مــــن...چند روزی هست که نیستی...!!
همه جا را گشتم...
داخل تک تک فنجانها
دانه های قهوه را زیرو رو کردم...
تازه لای کتابهای کتابخانه کوچک کافه را هم گشتم
دود سیگارم هم از تو خبری نداشت...
و حتی دستمالهای رنگی
فریـــادت زدم...
شنیدم که جواب دادی..
اگر اشتباه نکنم خیلی دور بودی
مثلا جایی که دیگر دست من به آن نمیرسید...

 




طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

ماهیتابه تفلون دسینی رو می گذارید روی گاز پنج شعله فردار سینجر که با ضمانت سام الکتریک عرضه میشه. بعد گاز رو با کبریت توکلی روشن کنید. کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش. دو تا هم تلاونگ بندازید داخلش. اگر در حین کار خسته شدید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید. همتون رو می سپرم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران



طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




در این وبلاگ
در كل اینترنت

.

كد لودینگ صفحات وب

.

;مركز بزرگ كدهای جاوا

قالب های رایگان

چاپ این صفحه

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

تماس با ما