تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
 
قالب وبلاگ
نویسندگان


سکانس اول : کنفرانس خبری قبل از بازی با سایپا

کنفرانس خبری از روال عادی خود خارج شده است و چند تن از خبرنگاران با سئوالات دو پهلو می خواهند از تونی حرفی را بکشند تا مقابل مدیریت تیم قرار دهند ولی تونی حرفه ای تر از این حرف ها نشان می دهد و بی مقدمه وارد بحث هواداری می شود و می گوید : من هم مثل همه شما تراکتور را دوست دارم و نگران این تیم هستم و تمام تلاشم را برای موفقیت این تیم و خوشحالی هوادارانش می کنم . درست است که من تازه به مجموعه تراکتور اضافه شده ام ولی تراکتور دیگر در قلب من جای گرفته است و من هم مثل شما دوست دارم وقتی وارد استادیوم می شوم شال تراکتور را دور گردنم بیندازم ...

سکانس دوم : عصر روز جمعه هتل پارس قبل از حرکت به طرف استادیوم

تونی و باغ آبادی کنار هم نشسته و لیست بازیکنان سایپا را در دست دارند و باغ آبادی در مورد این لیست توضیحات لازم را به تونی می دهد و در این میان نفر سوم وارد می شود و بعد از صحبتی کوتاه با آذرنیا و کسب اجازه سر میز تونی می رود و با دادن شال به تونی میگوید : دیروز در کنفرانس گفتید که دوست دارم با شال تراکتور وارد استادیوم بشوم ! برایتان شال آوردم ! تونی با نیش خند همیشگی خود تشکر می کند ولی موضوع را نفهمید ! قرار شد باغ آبادی بعد از صحبت های فنی موضوع را بازگو کند .

سکانس سوم : شب روز جمعه ساعت 20 قبل از شروع دیدار تراکتور - سایپا استادیوم یادگار ( اولوم دره سی )

تونی وارد استادیوم می شود و جمعیتی نزدیک به 50 هزار نفر را در استادیوم می بیند ، استادیوم به احترام مربی جدید خود سرپا ایستاده و فریاد تونی سر می دهند و تونی سوپرایز می شود و از همان ورودی می خواهد شال را به هواداران نشان دهد ولی هوای بادی این اجازه را نمی دهد تا تونی شال را به درستی در دست بگیرد و کمتر هواداری هم متوجه موضوع می شود ... تونی به نیمکت نزدیک می شود و گروه تی تی دوباره تونی را صدا می زنند و تونی برای ابراز احساسات به کنار نیمکت رفته و شال را بلند می کند و با غرور به هواداران نشان می دهد ! اوفـــــــــــــــ ... استادیوم منفجر می شود و اینبار هواداران از دیدن تونی که با چه شور و شوقی شال طلا کوب تراکتور را به آنان نشان می دهند ، سوپرایز می شوند و بغضی که می ترکد !

برای ژنرالی که در تبریز پاشایش کردیم برایش شال امیر پاشا ، آن هم در ترکیه ! تولید کردیم . به خدمتش بردیم و گفتیم بفرما ! لطفا قبل از بازی در دست داشته باش ! شما دیدید ؟ ! ما که ندیدم ! شاید نگه داشت تا بعد ها به ریش ما بخندد ! ( به ریش ما نه ! به ریش من ! چون من گردن شکسته چنین حالی به او داده بودم )

بارها در کامنت ها دیدیم که هواداران از اینکه یارو ! شال به گردن نداشت ناراحت بودند ولی ما زورمان را زدیم ولی نشد چون او آبی بود ...

ولی تونی عقده ها را خالی کرد و قبل از اینکه برای او شال ببرند گفت شال می خواهم ! دوست دارم با شال تراکتور وارد استادیوم بشوم ! در طول بازی دلش نیامد شال را زمین بگذارد و شال را به مچ دستش بست و در کنفرانس خبری بعد از بازی گفت : من استادیوم 120 هزار نفری را دیده ام ، من در بنفیکا بوده ام ، ولی چنین جوی را تجربه نکرده ام ! هواداران تراکتور بی نظیرند.


سکانس چهارم : نگاه ویژه بر شالی که در دست تونی بود

شاید خیلی از شما نمونه این شال را در دست دارید و یا بارها دست دوستان خود دیده اید ! آیا به نوشته پس زمینه این شال توجه کرده اید ؟ بیاید دقت کنیم ! بیاید درس بگیریم ! بیاید سرخ آبی سوگلی نباشیم ! بیاید ترک غیور باشیم و با خوب و بدش بسازیم . بیاید با نداری ها ، دارایش کنیم ! بلندش کنم تا عرش و افتخار کنیم به بودنش ...

"basarilar gelir gecar . asaletin bize yeter " این جمله پس زمینه این شال است ! موفقیت ها می آیند و می روند ولی اصالت تو برای ما کافیست ...

پس بیاید خود را ، تیم خود را و ارزشمان را بهتر بدانیم .




طبقه بندی: سرگرمی، اخبار تراکتور،ورزشی،
[ یکشنبه 1 مرداد 1391 ] [ 04:10 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




در این وبلاگ
در كل اینترنت

.

كد لودینگ صفحات وب

.

;مركز بزرگ كدهای جاوا

قالب های رایگان

چاپ این صفحه

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

تماس با ما