تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
 
قالب وبلاگ
نویسندگان


\معرفی سایتی برای ساخت آواتار((Avatar))



طبقه بندی: سرگرمی،
[ شنبه 7 مرداد 1391 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده... نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا !!!




طبقه بندی: سرگرمی،
[ شنبه 7 مرداد 1391 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]


از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به این دنیا نمی رسید

 از همون اول کم نیاوردم، با ضربه دکتر چنان گریه‌ای کردم که فهمید جواب «های»، «هوی» است.

 هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شکستم بدهد، پی‌درپی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمی کردم!

 این شد که وقتی رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهای خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب می‌بردند.

 هیچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد که...

 برم پای تخته زنگ می‌خورد.

 هر صفحه‌ای از کتاب را که باز می کردم، جواب سوالی بود که معلمم از من می‌پرسید.

 این بود که سال سوم، چهارم دبیرستان که بودم، معلمم که من را نابغه می‌دانست منو فرستاد المپیاد ریاضی!

 تو المپیاد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و یکی از ورقه‌ها بی اسم بود، منم گفتم اسممو یادم رفته بنویسم!

 بدون کنکور وارد دانشگاه شدم هنوز یک ترم نگذشته بود که توی راهروی دانشگاه یه دسته عینک پیدا کردم،

 اومدم بشکنمش که خانمی سراسیمه خودش را به من رسوند و از این که دسته عینکش رو پیدا کرده

 بودم حسابی تشکر کرد و گفت: نیازی به صاف کردنش نیست زحمت نکشید این شد که هر وقت

 چیزی از زمین برمی‌داشتم، یهو جلوم سبز می شد و از این که گمشده‌اش را پیدا کرده بودم حسابی تشکر می کرد.

 بعدا توی دانشگاه پیچید: دختر رئیس دانشگاه، عاشق ناجی‌اش شده، تازه فهمیدم که اون دختر کیه و اون ناجی کیه!

 یک روز که برای روز معلم برای یکی از استادام گل برده بودم یکی از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت کرد بیرون،

 منم سرک کشیدم ببینم کجاست که دیدم افتاده تو بغل اون دختره!

 خلاصه این شد ماجری خواستگاری ما

 و الان هم استاد شمام! کسی سوالی نداره!




طبقه بندی: سرگرمی،
[ شنبه 7 مرداد 1391 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]


مدافع با تجربه تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز گفت: متاسفانه در اولین بازی لیگ مقابل سایپا به تساوی رسیدیم که نتیجه بدی بود.

"محمد نصرتی" در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)، اظهار داشت: متاسفانه لیگ دوازدهم را با تساوی آغاز کردیم که برای ما نتیجه بدی بود. ما باید سایپا راشکست می دادیم اما در خانه خودمان نتوانستیم پیروز شویم و این نتیجه برای ما اصلا خوب نبود.

وی افزود: البته این تساوی در شروع لیگ برای ما ناکامی محسوب نمی شود چون هنوز به هماهنگی کامل نرسیده ایم اما نباید به این راحتی امتیازات خانگی را از دست بدهیم چون هر امتیاز در لیگ ارزش دارد به خصوص امتیازات خانگی که باید بازیهایی که میزبان هستیم را با برد پشت سر بگذاریم.

نصرتی در ادامه گفت: در حال حاضر شرایط ما خوب است و مشکل خاصی برای بازی با پیکان نداریم. پیکان بازی اول خودش را باخته و همین مساله کار ما را سخت می کند چون آنها برای جبران شکست خود در شروع لیگ انگیزه بالایی دارند.

مدافع با تجربه تراکتور سازی اظهار داشت: هدف ما در بازی با پیکان قطعا برد است و صد در صد برای کسب 3 امتیاز به تهران می آییم تا با یک بازی خوب، پیکان را شکست دهیم.

نصرتی در پایان گفت: فدراسیون فوتبال اعلام کرده که تیمها باید بعد از افطار تمرین کنند. نمی دانم این تصمیمی که گرفته اند درست بوده یا نا درست اما به هر حال چنین تصمیمی گرفته اند به هر حال ما قبل از افطار تمرین می کنیم و روال سالهای قبل را ادامه می دهیم که قبل از افطار تمرین می کردیم.a


[ سه شنبه 3 مرداد 1391 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
تراكتورسازی كه در بازی هفته گذشته مقابل سایپا به دلیل مسمومیت و مصدومیت چند بازیكن اصلی و كلیدی خود و همچنین ناهماهنگی بین بازیكنان نتوانست نتیجه مطلوب را از اولین بازی خود كسب كند، در هفته دوم و در شرایطی متفاوت و بهره گیری از بیشتر بازیكنان خود در تهران به مصاف پیكان خواهد رفت.

در هفته گذشته تیم تراكتورسازی محمد نصرتی را در دفاع، مهدی كریمیان و ژائو ویله لا را در خط هافبك و آنسلمو گونزالس و محمد ابراهیمی را در خط حمله در اختیار نداشت و از این رو بازیكنان حاضر در میدان و روی نیمكت نتوانستند بازی خوبی ارایه دهند و به تساوی مقابل سایپا قناعت كردند.


احتمال می رود در بازی پیش رو با پیكان، تمام بازیكنان به غیر از آنسلمو و ابراهیمی كه هنوز با مصدومیت روبرو هستند در تركیب 18 نفره قرار گیرند و قدرت واقعی تراكتور مدل 91 را به رخ حریفان بكشند.

دیدار این هفته دو تیم از نظر اینكه عبدالله ویسی به عنوان سرمربی بر سر تیم پیكان قرار گرفته نیز دارای اهمیت خاصی است چرا كه تراكتورسازی همواره در مصاف با تیم های ویسی دچار مشكل شده و نتیجه را واگذار كرده است.


البته این مربی جوان در اولین دیدار فصل خود مقابل صبای قم با نتیجه چهار بر صفر مغلوب شد و سنگین ترین شكست هفته را به نام تیم پیكان رقم زد.


این مربی در جریان رقابت های لیگ برتر و زمانی كه سرمربی صبای قم بود دو بار متوالی و در بازی های برگشت لیگ دهم و رفت لیگ یازدهم موفق به شكست دادن تراكتورسازی شد و اگر بتواند با پیكان نیز موفق به انجام این كار شود باید نام او را به عنوان گربه سیاه تراكتورسازی ثبت كرد.


دو تیم تراكتورسازی تبریز و پیكان تهران (قزوین) تاكنون و در رقابت های لیگ برتر باشگاه های ایران شش بار رو در روی هم قرار گرفته اند كه برتری از آن تراكتورسازی تبریز با سه برد در مقابل دو باخت بوده است.

در فصل اول لیگ برتر كه با سقوط تراكتورسازی به لیگ یك همراه بود تیم پیكان در تهران مقابل تراكتورسازی با نتیجه بدون گل متوقف شد اما در بازی برگشت و در تبریز با حساب دو بر یك به برتری رسید.


در فصل نهم كه با حضور مجدد تراكتورسازان در لیگ برتر همراه شد تیم پیكان در دیدار رفت در قزوین یك بر صفر برنده شد اما بازی برگشت را با همین نتیجه به تراكتورسازی واگذار كرد.

فصل دهم كه با سقوط این تیم به لیگ آزادگان همراه شد تیم تراكتورسازی هم در تبریز و هم در قزوین با نتایج مشابه دو بر یك صاحب برتری شد.


هفتمین مصاف دو تیم در لیگ برتر ساعت 22 چهارشنبه این هفته در تهران و به میزبانی باشگاه پیكان اتفاق می افتد و تراكتورسازان و پیكان برای جبران امتیازهای از دست رفته در هفته نخست در اندیشه كسب هر سه امتیاز بازی هستند.


تراكتورسازی هم اكنون با یك امتیاز در رده یازدهم و پیكان بدون امتیاز و گل خورده بیشتر در رده هجدهم و انتهایی جدول رده بندی لیگ برتر قرار دارند.




طبقه بندی: اخبار تراکتور،ورزشی،
[ سه شنبه 3 مرداد 1391 ] [ 08:51 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

تراکتور ما همیشه سرافراز است، تراکتور اگر هر چه نداشته باشد، اگر بازیکن ستاره و هیچ چیز دیگری  نداشته باشد تراکتور همان تراکتور است، تراکتور همان تیمی است که 100 هزار هوادار را به تنهایی به استادیوم می کشاند و همه برای او هورا می کشند، دوست داشتیم بازی اول را ببریم، اما همگی خوب می دانیم که نه با آلومینیوم بازی می کردیم، نه با تیمی چون فولاد و نه با تیمی که حدشان متوسط تر از آن است که نامشان را ببرییم، ما با گربه سیاه بازی داشتیم، گربه سیاهی که چه با امیر پاشای قلابی و چه با فراز پاشا نتوانسته ایم در تبریز آن را ببریم، این واقعیتی است که باید همیشه مد نظر داشته باشیم، تراکتور بازی اول را بد بازی نکرد، خوب هم نبود اما هر چه بود سایپا بدون گل زده در تبریز تساوی گرفت و رفت و این یعنی تراکتور خیلی بهتر شده است، بازی اول بود و ما چون سال گذشته نباختیم و این یک امتیاز مثبت برای تونی مربی بسیار خوب تراکتور است که با تیم آشنایی پیدا کند.

تمرین دیروز تنها با یک تماشگر به پایان رسید اما باید قبول کنیم که همیشه تیم های که با برد کارشان را آغاز می کنند همیشه در ادامه لیگ به مشکل می خورند و این در حالی است که تراکتور در یک روند منطقی قرار دارد و این موضوع در نحوه بازی تغییر یافته تراکتور کاملا مشهود بود، تراکتور به جای سانترهای بی هدف در زمان امیر پاشای آبی در مقابل سایپا داشت بازی شناور و روی زمین و باهدف بازی می کرد و این بسیار مهم بود که شاهد هستیم ریتم بازی تراکتور دارد به روز می شود.

تراکتور نیاز به زمان دارد، شاید چند بازی اول را به خاطر آشنایی تونی با شرایط از دست بدهیم اما امیدوار باشید به تونی که کارش را بلد است و می تواند گلیم تراکتور را از آب در بیاورد، یادتان نرود سپاهان که در فصل گذشته در هفته های ابتدایی کجای لیگ بود، این تیم در هفته هشتم و نهم در رده دوازدهم و سیزدهم جای داشت و این در حالی بود شروعی بسیار بد را داشت، تراکتور نیاز به فرصت دارد تا با رسیدن مصدومان دمار از روزگار حریفان در خواهیم آورد و این در حالی است که خوب می دانیم تراکتور همان تراکتوری است که دوست اش داریم.

پس جای ناامیدی نیست، باید فرصت داد به تیم که ساختارش را اصلاح کند و بتواند ریتم بازی اش را با نظر سرمربی تیم اش هماهنگ کند، کار آسانی نیست، زمان می خواهد، اما کار تراکتور دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.





طبقه بندی: اخبار تراکتور،ورزشی،
[ سه شنبه 3 مرداد 1391 ] [ 08:48 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

 

به گزارش خبرنگار باشگاه به نقل از پزشک تیم ، محمد ابراهیمی بازیکن ملی پوش تیم تراکتورسازی که بدلیل کشیدگی عضلات زیر شکم مصدوم شده بود دو روز است که تمرینات خود را با تیم آغاز کرده و به شرایط بازی برگشته و همچنین سرماخوردگی محمد نصرتی نیز بهبود یافته و در صورت تشخیص کادرفنی می تواند بازی کند اما آنسلمو بازیکن پرتغالی تراکتورسازی بعلت پارگی همسترینگ سه یا چهار هفته زمان لازم دارد تا به شرایط بازی برگردد . 




طبقه بندی: اخبار تراکتور،ورزشی،
[ سه شنبه 3 مرداد 1391 ] [ 08:48 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
خبرنگار سایت گل در مصاحبه ای اختصاصی با سرپرست تیم تراکتور ، به بررسی وضعیت این تیم پرطرفدار تبریزی پرداخته است. 
در مورد وضعیت تیم در بازی با سایپا صحبت کنید 
با توجه به اینکه ترکیب کاملی در اختیار نداشتیم و تراکتور با 60 درصد ترکیب خود در بازی حاضر شد بازی خوب و قابل قبولی را انجام دادیم هرچند که انتظار ما پیروزی و کسب 3 امتیاز این مسابقه بود. 
در مورد مصدومین تیم توضیح بدید و اینکه آیا به بازی با پیکان می رسند یا خیر؟ 
یکی از مصدومان تیم آنسلمو گونزالس است که به طور حتم به بازی با پیکان نمی رسد.و او احتمالاً 2-3 بازی تراکتور را از دست خواهد داد . محمد ابراهیمی امروز برای اولین بار پا به توپ شده و با تیم پزشکی تمرین می کند و رفته رفته به شرایط بازی نزدیک تر می شود

دلیل تمرین کردن فلاویو لوپز در کنار زمین چیست؟آیا این بازیکن در بازی با سایپا مصدوم شده است؟ 
فلاویو در بازی با سایپا با مصدومیت جزئی مواجه شده است .او مشکل خاصی ندارد.و به بازی با پیکان خواهد رسید. 
شنیده ها حاکی از این است که مشکل تست پزشکی ژائو ویللا حل شده و او مشکلی برای ادامه ی کار خود در تراکتور ندارد. 
بلی خوشبختانه این مشکل حل شد.با صادر شدن کارت ITC این بازیکن می تواند برای تراکتور را در ادامه ی بازیها به میدان رود. 
محل دقیق بازی تراکتور با پیکان طرفداران را دچار سردرگمی کرده است. این بازی در تهران برگزار می شود یا قزوین؟ 
این بازی روز چهارشنبه ساعت 22 در ورزشگاه تختی تهران برگزار خواهد شدو پیکان تا آخر فصل در این ورزشگاه میزبان خواهد بود 
چرا تمرینات تراکتور بعد از افطار زیر نور برگزار نمی شود؟ 
شما زمینی با چنین امکاناتی به ما معرفی کنید تا ما تمرینات را در آنجا ادامه دهیم.همانطور که می دانید استادیوم یادگار تحت پوشش تربیت بدنی است با این وجود امکان ادامه ی تمرین در آنجا وجود ندارد. 
استادیوم اختصاصی تراکتور چه زمانی به طور کامل برای تمرینات تراکتور آماده خواهد شد؟ 
به احتمال 99 درصد بعد از 10 در روز ادامه ی تمرینات را در این زمین ادامه خواهیم داد. 
متاسفانه خبری در مورد مسمومیت بازیکنان و کادر فنی پیش از بازی با سایپا منتشر شد.آیا این مشکل به طور کامل حل شده؟
آخرین بازیکنی که مشکل مسمومیت داشت مهدی کریمیان بود که خوشبختانه از امروز در تمرینات شرکت می کند اما هنوز یکی از مربیان ما،آقای ویتور فرناندو بهبودی کامل پیدا نکرده است. 
آشنایی تونی از بازیکنان در این چند مدت به چه اندازه تغییر پیدا کرده است؟ 
بعد از اردوی ترکیه ،شناخت ایشان نسبت به تیم زیادتر شده است.اما معیار میزان آشنایی ،مسابقه است.و این شناخت با بازی های بیشتر کامل تر هم خواهد شد. 
صحبت پایانی با طرفداران تیم. 
انشاالله تماشاگران و طرفداران ما را در تهران تنها نگذارند و یار ویاور ما در بازی با پیکان باشند . 


طبقه بندی: اخبار تراکتور،ورزشی،
[ سه شنبه 3 مرداد 1391 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
[ یکشنبه 1 مرداد 1391 ] [ 04:12 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]


سکانس اول : کنفرانس خبری قبل از بازی با سایپا

کنفرانس خبری از روال عادی خود خارج شده است و چند تن از خبرنگاران با سئوالات دو پهلو می خواهند از تونی حرفی را بکشند تا مقابل مدیریت تیم قرار دهند ولی تونی حرفه ای تر از این حرف ها نشان می دهد و بی مقدمه وارد بحث هواداری می شود و می گوید : من هم مثل همه شما تراکتور را دوست دارم و نگران این تیم هستم و تمام تلاشم را برای موفقیت این تیم و خوشحالی هوادارانش می کنم . درست است که من تازه به مجموعه تراکتور اضافه شده ام ولی تراکتور دیگر در قلب من جای گرفته است و من هم مثل شما دوست دارم وقتی وارد استادیوم می شوم شال تراکتور را دور گردنم بیندازم ...

سکانس دوم : عصر روز جمعه هتل پارس قبل از حرکت به طرف استادیوم

تونی و باغ آبادی کنار هم نشسته و لیست بازیکنان سایپا را در دست دارند و باغ آبادی در مورد این لیست توضیحات لازم را به تونی می دهد و در این میان نفر سوم وارد می شود و بعد از صحبتی کوتاه با آذرنیا و کسب اجازه سر میز تونی می رود و با دادن شال به تونی میگوید : دیروز در کنفرانس گفتید که دوست دارم با شال تراکتور وارد استادیوم بشوم ! برایتان شال آوردم ! تونی با نیش خند همیشگی خود تشکر می کند ولی موضوع را نفهمید ! قرار شد باغ آبادی بعد از صحبت های فنی موضوع را بازگو کند .

سکانس سوم : شب روز جمعه ساعت 20 قبل از شروع دیدار تراکتور - سایپا استادیوم یادگار ( اولوم دره سی )

تونی وارد استادیوم می شود و جمعیتی نزدیک به 50 هزار نفر را در استادیوم می بیند ، استادیوم به احترام مربی جدید خود سرپا ایستاده و فریاد تونی سر می دهند و تونی سوپرایز می شود و از همان ورودی می خواهد شال را به هواداران نشان دهد ولی هوای بادی این اجازه را نمی دهد تا تونی شال را به درستی در دست بگیرد و کمتر هواداری هم متوجه موضوع می شود ... تونی به نیمکت نزدیک می شود و گروه تی تی دوباره تونی را صدا می زنند و تونی برای ابراز احساسات به کنار نیمکت رفته و شال را بلند می کند و با غرور به هواداران نشان می دهد ! اوفـــــــــــــــ ... استادیوم منفجر می شود و اینبار هواداران از دیدن تونی که با چه شور و شوقی شال طلا کوب تراکتور را به آنان نشان می دهند ، سوپرایز می شوند و بغضی که می ترکد !

برای ژنرالی که در تبریز پاشایش کردیم برایش شال امیر پاشا ، آن هم در ترکیه ! تولید کردیم . به خدمتش بردیم و گفتیم بفرما ! لطفا قبل از بازی در دست داشته باش ! شما دیدید ؟ ! ما که ندیدم ! شاید نگه داشت تا بعد ها به ریش ما بخندد ! ( به ریش ما نه ! به ریش من ! چون من گردن شکسته چنین حالی به او داده بودم )

بارها در کامنت ها دیدیم که هواداران از اینکه یارو ! شال به گردن نداشت ناراحت بودند ولی ما زورمان را زدیم ولی نشد چون او آبی بود ...

ولی تونی عقده ها را خالی کرد و قبل از اینکه برای او شال ببرند گفت شال می خواهم ! دوست دارم با شال تراکتور وارد استادیوم بشوم ! در طول بازی دلش نیامد شال را زمین بگذارد و شال را به مچ دستش بست و در کنفرانس خبری بعد از بازی گفت : من استادیوم 120 هزار نفری را دیده ام ، من در بنفیکا بوده ام ، ولی چنین جوی را تجربه نکرده ام ! هواداران تراکتور بی نظیرند.


سکانس چهارم : نگاه ویژه بر شالی که در دست تونی بود

شاید خیلی از شما نمونه این شال را در دست دارید و یا بارها دست دوستان خود دیده اید ! آیا به نوشته پس زمینه این شال توجه کرده اید ؟ بیاید دقت کنیم ! بیاید درس بگیریم ! بیاید سرخ آبی سوگلی نباشیم ! بیاید ترک غیور باشیم و با خوب و بدش بسازیم . بیاید با نداری ها ، دارایش کنیم ! بلندش کنم تا عرش و افتخار کنیم به بودنش ...

"basarilar gelir gecar . asaletin bize yeter " این جمله پس زمینه این شال است ! موفقیت ها می آیند و می روند ولی اصالت تو برای ما کافیست ...

پس بیاید خود را ، تیم خود را و ارزشمان را بهتر بدانیم .




طبقه بندی: سرگرمی، اخبار تراکتور،ورزشی،
[ یکشنبه 1 مرداد 1391 ] [ 04:10 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
ساده ترین برنامه برای ورود به فیس بوک



فری گیت free gate 




طبقه بندی: سرگرمی،
[ یکشنبه 1 مرداد 1391 ] [ 03:56 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]

این آلبوم در 9 
آهنگ:




عرضه شده که میتونید

دانلود کنید که آهنگی که الان میشنوید ((باتو آرومم)) است.

امّا به خاطر مسائل دینی بهتون توصیه میکنیم لطفا بخرید.من خودم خریدم تا اینکه دانلود کنید.





طبقه بندی: سرگرمی،
[ یکشنبه 1 مرداد 1391 ] [ 12:31 ق.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
تردید ها به ما خیانت می كنند،ما را از كوشش بر حذر می دارند و از پیروزی هایی كه به احتمال زیاد نصیبمان خواهد شد محروم می سازند.
ویلیام شكسپیر

سوابق نشان داده است همیشه در نخستین بازی پس از هر وقفه دچار مشكل بوده ایم..نمی توانیم اجازه دهیم تا مسائل قابل تجزیه، بنام خرافات روحیه تیمی را دچار افت كند.بدون شك در فاصله ی چند روز مانده به بازیها نخستین خروجی برخی سایت ها با عناوین"گربه سیاه در انتظار تراكتور" و یا ارائه آمار بازیهای نخست تراكتور در طی این چند فصل ، مزین خواهد شد!

ما با آمار بازی نمی كنیم نتیجه تلاشمان را خواهیم گرفت!
هر سه بازی نخست 3 لیگ اخیر را واگذار كرده ایم!
سال اول به صبای قم در قم
سال دوم ،پیروزی تهران در تهران
سال سوم،صبای قم در تبریز

آنچه كه به یاد داریم نخستین بازی را به صبای قم میزبان واگذار كردیم.تیمی متشكل از بازیكنان با تجربه كه حتی سابقه ی حضور در لیگ آسیا را نیز یدك می كشیدند.بدون شك باخت خفیف برای تیمی كه 8 سال از سطح اول مسابقات كشور به دور بود نمی توانست نتیجه فاجعه آمیز محسوب شود.

در همان سال نخست، كفه ترازوی سوت قضاوت چنان به زیان ما نواخته شد كه گوش عدالت كر شد! سهم ما از اشتباهات داوری چیزی در حدود 19 امتیاز بود.17 امتیاز به ضرر ما و 2 امتیاز به نفع ما(تراكتور-ابومسلم). دنباله رو این تصمیمات مصادف با آغاز اعتراضات ناپیوسته هواداران تراكتور به اوضاع داوری بود.

نخستین بازی فصل دوم پس از 8 سال،در برابر تیم پیروزی تهران بود.جو این بازی بر علیه هوادار و تیم تراكتور چنان وخیم بود كه می توان گفت حتی بازیكنان تماماً غیر بومی تراكتور نیز از این اوضاع شوكه شده بودند، این شوك منجر به مرگ تیم در نیم ساعت پایانی گشت. با این حال،تراكتور در آن بازی با نتیجه خفیف بازی را واگذار كرد.
در ادامه ی پس لرزه های این زلزله ی وحشتناك كه بن انسانیت را لرزاند،ناباورانه این تیم میهمان بود كه از چند بازی خانگی بعدی محروم از تماشاگر می گشت.روندی كه برای هوادار تراكتور به یك سریال تكراری تبدیل می شد و تقریباً همه به این مسائل عادت كرده می شدند.

ادامه ی چنین تصمیماتی به لیگ سوم نیز كشانده شد. و تیم تراكتور بازی نخست را در ورزشگاه خالی از هوادار در یك روز پر اشتباه به صبای قمی واگذار كرد كه فصل قبل بدترین تراژدی را در ورزشگاه یادگار امام(ره) بر علیه هوادار رقم زد.
بدین ترتیب پرونده ی بازی افتتاحیه فصل سوم نیز همانند فصل نخست بسته شد.

اگر عادلانه تجزیه تحلیل كنیم؛مهمترین عامل باخت فصل اول بی تجربگی تیم ، میزبانی و پر تجربگی بازیكنان تیم حریف بود.در فصل دوم باخت تراكتور در سكوها شكل گرفت.و در فصل سوم بازی در زمین بدون هوادار،تیمی كه پس از چند سال تغییرات عمده ای در سیستم و نفرات احساس می كرد.تیمی كه حتی كادر فنی خود را نیز تغییر دیده می دید.

اگر از بازی های نخست فصول صرف نظر كنیم در فصل گذشته پس از هر وقفه كوتاه یا بلند مدت،تیم دچار مشكل گشت،مشكل بدنی،و هماهنگی كه تماماً بازی های پس از وقفه ها با باخت یا تساوی همراه شد.مطمئناً پاسخ این مشكلات به عهده ی كادر فنی اسبق می باشد.اگرچه حدس آن چندان هم سخت نیست.

فارغ از این ها عوام گونه،برخی از تیم ها برای ما طالع نحس بوده اند،تیم هایی نظیر سایپا،صبای قم،فجر،مس سرچشمه!،اگرچه تمامی این موارد نیاز به گفتگوهای كارشناسانه دارد نه اشاعه شایعه! چیزی كه اولی، اینجا كمتر اتفاق می افتد و دومی نیازی به زحمت ندارد،اگرچه با روحیات ما سازگارتر است!

قتل گربه سیاه در دره سرخ
بحث فصل چهارم و بازی افتتاحیه در میان است.شاید مرور اتفاقات گذشته كمی مأیوس كننده به نظر می رسد.اما به یاد داشته باشیم.نتیجه را ایمان و تلاش ما رقم می زند و نه خرافات و چند خط دعای نابكار!
از نظر فنی ،تیم ما هماهنگ ترین تیم فصل است،پس از نظر هماهنگی خدا بخواهد بدون مشكل خواهیم بود.لااقل هماهنگ تر از حریف!
از نظر زمان و روز بازی نیز اوضاع بر وفق مراد ماست.
نخستین بازی و میزبان و با حضور هوادار!
پلیدی همواره از سپیدی در هراس است،در مقدسات دینی ،سپید مظهر ایمان و پاكی ست.ضعف ، ناامیدی چون خوش بینی كاذب پلیدی وجود هر انسان است.
بیایید سرنوشت را به تقدیر و خرافات مسپاریم،تقدیر را خود رقم خواهیم زد.




طبقه بندی: اخبار تراکتور،ورزشی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:15 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]



وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟

از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم. او گریه می‌کرد. می‌دانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگی‌اش آمده است. اما واقعاً نمی‌توانستم جواب قانع‌کننده‌ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش می‌سوخت.

با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می‌تواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانه‌ام را بردارد. نگاهی به برگه‌ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبه‌ای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمی‌توانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق که هفته‌ها بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکم‌تر و واضح‌تر شده بود.

روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی می‌نویسد. شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.
صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از من نمی‌خواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاق خواسته بود. او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود: وقت امتحانات پسرمان بود و او نمی‌خواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.

برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگر هم خواسته بود. او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردم به یاد آورم. از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در ورودی ببرم. فکر می‌کردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابل‌تحمل‌تر باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.

درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقه‌ام حرف زدم. بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. و بعد با خنده و استهزا گفت که هر حقه‌ای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد.

از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچ تماس جسمی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر دوی ما احساس خامی و تازه‌کاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوه بابا رو ببین مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در ورودی بردم. حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.

در روز دوم هر دوی ما برخورد راحت‌تری داشتیم. به سینه من تکیه داد. می‌توانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حس کنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکرده‌ام. فهمیدم که دیگر مثل قبل جوان نیست. چروک‌های ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود. یک دقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کرده‌ام.

در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آن زنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود. در روز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع به معشوقه‌ام نگفتم. هر چه روزها جلوتر می‌رفتند، بغل کردن او برایم راحت‌تر می‌شد. این تمرین روزانه قوی‌ترم کرده بود!

یک روز داشت انتخاب می‌کرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباس‌هایم گشاد شده‌اند. یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود که می‌توانستم اینقدر راحت‌تر بلندش کنم.

یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصه‌هاست که اینطور شده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.

همان لحظه پسرم وارد اتاق شد و گفت که بابا وقتش است که مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدن اینکه پدرش مادرش را بغل کرده و بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم به پسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم تا نگاه نکنم چون می‌ترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوش گرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلی طبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روز عروسیمان.

اما وزن سبک‌تر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتی او را در آغوشم گرفتم به سختی می‌توانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود. محکم بغلش کردن و گفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل نکردم. می‌ترسیدم هر تاخیری نظرم را تغییر دهد. از پله‌ها بالا رفتم. معشوقه‌ام که منشی‌ام هم بود در را به رویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمی‌خواهم طلاق بگیرم.

او نگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را روی پیشانی‌ام گذاشت و گفت تب داری؟ دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمی‌خواهم طلاق بگیرم. زندگی زناشویی من احتمالاً به این دلیل خسته‌کننده شده بود که من و زنم به جزئیات زندگیمان توجهی نداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم. حالا می‌فهمم دیگر باید تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرون بیاورم. معشوقه‌ام احساس می‌کرد که تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم به گوشم زد و بعد در را کوبید و زیر گریه زد. از پله‌ها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گل‌فروشی ایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشنده پرسید که دوست دارم روی کارت چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می‌کنم و از اتاق بیروم می‌آورمت.

شب که به خانه رسیدم، با گلها دست‌هایم و لبخندی روی لبهایم پله‌ها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه‌ها بود که با سرطان می‌جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه‌ام بودم که این را نفهمیده بودم. او می‌دانست که خیلی زود خواهد مرد و می‌خواست من را از واکنش‌های منفی پسرمان بخاطر طلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری مهربان بودم.

جزئیات ریز زندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه، ماشین، دارایی‌ها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی برای خوشبختی فراهم می‌آورد اما خودشان خوشبختی نمی‌آورند.

سعی کنید دوست همسرتان باشید و هر کاری از دستتان برمی‌آید برای تقویت صمیمیت بین خود انجام دهید.

نظر یادتون نره





طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]


و من را نصیحت کنی
در راه من قدم بزن
ازخیابان ها،کوه ها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی بریز که من ریختم
دردها و خوشی های مرا تجربه کن
سال هایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم
انطور که من شکستم بشکن
دوباره ودوباره بر پاخیز و مجدادا در همان راه سخت قدم بزن
همان طور که من انجام دادم...
بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی و من را نصیحت کنی.




طبقه بندی: مطالب خواندنی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ یاسین ریحانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




در این وبلاگ
در كل اینترنت

.

كد لودینگ صفحات وب

.

;مركز بزرگ كدهای جاوا

قالب های رایگان

چاپ این صفحه

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

تماس با ما